X
تبلیغات
ئیسلامی سیاسی له کوردستان - بخش دوم از ترجمه كتاب:سکس وشرع و زن درتاریخ اسلام

ئیسلامی سیاسی له کوردستان

بخش دوم از ترجمه كتاب:

سکس وشرع و زن درتاریخ اسلام

نويسنده : مريوان حلبچه‌ايي

ترجمه : گولاله . اميري

بازنگري و تدوين: سكولار

 ۲سكس در اوايل دين اسلام

 اعمال جنسی درمرحلۀ مکه: اسلام مانند همۀ ادیان کلاسیک در شبه جزیرۀ عربستان ظهورکرد، وبه صورت متافیزیکی عمل میکرد وبا ازبین بردن بتها، شناساندن خدا، تشویق انسانها به برادری وبرابری، عشق وعلاقه، گفتگوی شیوا، دست پاکی، همیاری وهمکاری، عدل وانصاف ، بهشت ودوزخ وتعریف داستانهایی برای عبرت گرفتن واستفاده ازرویدادهای طبیعی....وغیره رسالت خود را آغازکرد. غیرازمشکلات اقتصادی وعدم توازن آتها با افسانه های پیامبر، سکس نیزبه مشکل بزرگی دربرابردعوت پیامبرتبدیل شد، اما پیامبرفرزند همان سرزمین بود وبا آداب وفرهنگ وتمدن آن بخوبی آشنا بوده ونقطه ضعف جامعه را میدانسته، به آسانی متوجه شده که ساکنین شبه جزیرۀ عرب با تکیه یرچهاراصل آینده وسرنوشت خود را تعیین میکنند: کشاورزی ودامداری، جنگ وغنایم، بازرگانی وسکس. واین فرهنگ برخودپیامبرهم مانند سایرافراد جامعه چیره بوده ومشکلی با آن نداشت بلکه اولین وآخرین مشکل پیامبرساختن وگستردن وتوسعۀ تزمتافیزیکی خود که درسن چهل سالگی به آن پرداخت واوایل طبق روال یک برنامه خاص ومشخص، حدود سیزده سال تمام به آن مشغول شد که به مرحلۀ مکه شناخته شده.

اگربه زندگی پیامبردرمرحلۀ مکه وآیه ها وحدائثی که درآن مرحله نوشته شده دقت کنیم، میبینیم که به مسائل جنسی بسیارکم وبه صورت اشاره ای وجزئی پرداخته وبرعکس پیامبردرآن مرحله تمامی هم خود را برای شناساندن دین خود به مردم بکارگرفته بوده، وآن چند اشاره هم بحثهایی لطیف ونویدهای محرک وافسانه هایی بیش نیستند. هرچند بعدها بسیارصریح به مورد میپرداخت، اما اوایل زبان قرآن بسیارادیبانه بوده و کلمات رابا دقت بیشتری بکارگرفته وتأثیرات افسانه های ادیان یهودی ومانوی وزرتشتی بصورتی آشکارپیداست.

 آدم وحوا: طبق عقاید اسلامی حوا برای رفع تنهایی واحساس لذت آدم خلق شده. به هنگام خلق آدم خدا هنوزتصمیمی برای خلقت حوا نداشته، بعد ازآن که متوجه شد آدم غرق درتنهایست ونمیداند چگونه زندگی کند به لوح محفوظ خود  بازگشت وحوا را نیزدرردیف مخلوقات خود قرارداد خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا.[1]

شما را ازیک نفس ساخته وسپس زن را ازاین نفس خلق کرد هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا.[2] او( خدا ) شما را ازیک نفس ساخته ازهمان مرد، زنی خلق کرد وآنها را جفت قرارداد. برای اینکه درکناراو احساس آرامش کند اما نه اینکه عقل وپیکرش کاملاً مثل آدم باشد. بلکه اورا ازآخرین دندۀ آدم خلق کند. چون حوای زن مکمل است وبرای رفع احتیاجات ونیازهای مرد ساخته شده لِیَسکُن إلَیهَا.

 خلق حوا ازقسمتی ازپیکرمرد حکمتی است که فقط خدا ازآن آگاه است....

میشد حوا را هم مثل آدم کامل خلق میکرد وبه این طریق بسیاری ازمشکلاتی که بخاطرنقصان خلقت حوا درزمینۀ طبقاتی واقتصادی وفرهنگی واجتماعی ایجاد شد پیش نمی آمد. درتمام افسانه فقط یک حکمت پیداست وآن هم حل مشکل تنهایی آدم است چون پس ازآن دیگرتنها نمامد ، چون جفتی برای خود یافت وازآن پس به خوشی زندگی میکرد وخوش میگذراند ورابطۀ جنسی داشت و وَقُلْنَا يَاآدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنْ الظَّالِمِينَ.[3] وتنها ممنوعیتشان خوردن میوۀ یک درخت بوده واین حکمت خدایی مشکلات پی درپی دیگری را نیزبوجود آورد فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا.[4]

وبخاطراغفال حوا برای خوردن یک سیب آدم نیزاغفال شد فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ.[5]

آنها ازبهشت رانده شدند به همین دلیل تمامی حواهای دنیا مورد خشم وتهدید خدا قرار گرفتند....!

هرچند منطقی نیست که بخاطرخوردن سیبی آندو ازبهشت رانده شوند، اما مزید برتمامی غیرمنطقی بودن داستان مورد بسیاربی منطقی ترآن است که تمامی زنهایی که از حوای مادربدنیا میایند بخاطر اشتباهی که حوای زن کرده مورد خشم خدا قرار میگیرند وخدا عادت ماهانه را به عنوان مجازات برای آنان مقرر میکند. چون حوامادرِبزرگ تمامی زنهای دنیاست وخداوند او را برای خوشیهای آدمِ مرد خلق کرده  واما خیلی زود بخاطرکم عقلیش باعث رانده شدن آدم اززندگی پرازخوشبختی بهشت بسوی زندگیی پرازآزمایش وامتحان زمینی میشود حوا فریب خورده و نیزفریباست. شیطان اورا فریفت واوآدم را، وبشریت را به سوی شرنوشتی نامعلوم وابدی سوق داد. وانسان همیشه ازسوی خدایش فریفته میشود.

ازطرفی حوا وسیلۀ خوشگذرانی وهوسهای مرد است، وازسوی دیگرخطاست وفریباست، موجب گناه است وازحرامهاست.

طبق افسانه ها قبل ازاینکه ازبهشت رانده شوند متوجه لخت وعوری خود میشوند وبه وسیلۀ برگهای بهشتی پس وپیش خود را میپوشانند. فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ .[6]

وچه حکمتی دراین کارنهفته که درجهانی بدون سکنه که هیچ جانداری درآن نمی زیَد عورت خود را ازیکدیگرپنهان میکنند. درحالی که با هم همبسترشده اند وارتباط جنسی داشته اند وتمام این روابط را دربهشت دارند. ودراین مورد هم بازحکمت خدا رانمیدانیم .غیرازاینکه خودمان بگوییم: اولین مشکل خدا سکس بوده !!! بدون اینکه هیچکدام ازاعمال سکسی حرام شود یا حتی ازآن حرفی زده شود نگاه کردن به اندام سکسی حرام اعلام میشود وپیش بینی میشود که ازاندامهای تناسلی مشکلات بزرگی بوجود آید.

اولین گناهِ قتل که خداوند درسرنوشت نوادگان آدم قرارداده تروروکشتن برای سکس بوده...

مورد ازدواج است، ویکی ازخواهران زیباست وهمین زیبایی موجب مقتول شدن هابیل بدست قابیل میشود. فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ.[7]  قابیل این را که خواهرزیبای خود را به هابیل بدهد عادلانه نمیداند. درحالی که هیچ مرد دیگری روی زمین نبوده که با این دخترزیبا ازدواج کند. غیرازاین دوبرادر شاید هم تصمیم داشته این خواهر را برای خود نگهدارد وپس ازازدواج نخست که آن هم با خواهرخود بوده این یکی خواهررا هم برای خود بگیرد. اما حاضرنشد که هیچکدام ازخواهرانش با هابیل ازدواج کنند وهردورا برای خود گذاشت. وبرای رسیدن به این هدف هابیل را میکشد. مگرچه اتفاقی میافتاد اگرخداوند همانگونه که آدم وحوا را ازگل خلق کرد، به همان طریقه آدم وحوایی دیگرازتخته خلق میکرد واین دو خانواده با هم وصلت میکردند وبه این ترتیب نه خواهرو برادربه عقد یکدیگردرمیامدند ونه کسی به قتل میرسید، بنا براین اولین مشکل جنسی را آدم وحوا بوجود آوردند واولین گناه انسان هم این بوده که خواهرو برادربه عقد یکدیگردرآمدند واولین قتل را هم که بخاطرسکس بوده پسران آدم وحوا مرتکب شده اند.

طبق سلسه مراتب قرآن تمامی انسانهای موجود برکرۀ زمین چه ایمانداران وچه کافران اساساً ولد زنا هستند... یعنی پدران ومادران ما مرتکب عملی غیرشرعی شده اند، چون با برادروبرادرزاده وخواهر وخواهرزادگان خود همبسترشده اند و بچه دارشده اند. این افسانۀ مذهبی جای تامّل وانتقادی بسیارسنگین است، چون آمیختن وهمبسترشدن با خواهرو خواهرزاده و...وغیره...

طبق شرع تورات وانجیل وحتی قرآن حرام وازگناهان کبیره است وخدا به هیچ وجه دربرابرچنین اعمالی گذشت نمیکند ومعلوم نیست چرا خداوند با چنین سیرقهقراییی ما را به سوی این عمل کاملاً حرام سوق میدهد....؟ وچرا خداوند راه حل منطقی برای این مشکل دیرینه نداشته؟ وچرا چنین معادله ای را ازازل بوجود آورد؟ وخود را دچارچنین انتقادها وپرسشهایی کرد که هیچکس تا ابد هیچ پاسخی برای آن نمی یابد. درتمام این داستان که دراسلام آنرا حقیقتی غیرقابل انکارمیدانند هیچ اهمیتی به زن وخواست اونداده اند وبه نظروعقیدۀ او هیچ اهمیتی داده نشده بلکه این دختردرلابلای خواستهای طبیعی قابیل وعشق وشهوتِ هابیل وسرنوشتی که خدا برایش رقم زده بود روزی خود را برای ازدواج آماده میکند اما به جای دیدن پیکری پرازتمنا ازدواجی غرق درخون ازاو استقبال میکند، اما درنهایت این افسانه زندگی قابیل وخواهرلطمه دیده اش هیچ معلوم نیست که چه میشود وتنها حدس موجود این است که قابیل خواهردوم را نیزبرای خود میگیرد. واین است تاریخی که قرآن برای ما بازگو میکند وچگونگی بوجود آمدن انسان را مستقرمیکند. دردین اسلام هنوزاجباردرانسانیت شایع نشده درحالیکه لوح محفوظ خدا به بهترین روش درخدمت تنهایی وعقلانیت مرد سالاری است...! مرد بخاطرسرنوشت زن وبخاطر منافع سکسی خود کشته میشود وزن  حق ندارد دراین موارد هیچ نقش تعیین کننده ای داشته باشد. برهمین منوال زندگی مومنین ادامه یافت وپیشرفت روابط جنسی ازهمان اوایل زندگی انسانی تا اعصارتمدن همزمان با پیشرفت موانع دربرابر محرکات وخواهشهای سکسی ازاستقلالی رها بسوی نیمچه خفقانی بود. ونیز این عقبگردی برای مقام ومرتبۀ زن از برابری کامل به سوی بردگی وقهقرا بود.

 خانم اول: داستان یوسف به تفصیل درقرآن نقل شده وسناریویی را نشان میدهد که ناشی از مسائل جنسی است، قهرمان داستان یوسف نبی است وطبق آیات ازپاکدامنی نظیر ندارد وبخاطرمسئله ای بجایی میرسد که درآن زنی ازاوتقاضای سکس میکند اما یوسف راضی نیست. وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتْ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ(23)وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلاَ أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ[8]

زنی که یوسف درخانه اش برده بوده به یوسف متمایل میشود ودرها را میبندد وبه طرف یوسف میرود تا با اوبیامیزد. به اوگفت: من آماده ام که با هم همبسترشویم، یوسف گفت: پناه برخدا که من چنین کاری نخواهم کرد، چون شوهرت با من مهربان است وبه من پناه داده، زن بیشتربه یوسف نزدیک میشود، خود را به او میمالاند، بدین صورت زن نسبت به یوسف تحریک میشود(لقد همت به)  ویوسف هم به زن متمایل میشود (وهم بها) وچیزی نمانده که همبسترشوند اما خدا به داد یوسف میرسد ومیگوید: نشانه ای خدایی به چشم یوسف آوردیم ونگذاشتیم مرتکب این عمل شود. ما این چنین به داد بنده خود میرسیم واورا ازفشاردورمیکنیم.[9]

به این ترتیب اگرتوجه ومراقبت خداوند نبود، یوسف آن پیامبرد نبود که به طریقی کلاسیک شنیده ایم، چون طبق گفتۀ داستان به طرف زن متمایل شده واو را خواسته واگرخدا به دادش نرسیده بود با زن همبسترشده بود.

 خانم دوم: این داستان درقرآن نوشته شده.[10] اما پیامبراززبان خود به دقت برایمان نقل میکند: ساره زن حضرت ابراهیم کنیزی بنام هاجرداشته، با رضایت ساره ابراهیم برای بچه دارشدن با هاجرهمبسترمیشود وهاجرحامله میشود. اما بعدها ساره ناراحت میشود وسوگند یاد میکند که سه عضو هاجررا قطع کند. هاجرازاین تصمیم میترسد ودر اولین فرصت فرارمیکند وخود را پنهان میکند. پس ازآن ابراهیم وهاجرپنهانی یکدیگررا میبینند تا کودک بدنیا میاید واسمائیل نام میگیرد. ساره میفهمد وبه ابراهیم حکم میکند که باید هردوی آنها اسمائیل وهاجررا به مکانی دوروبی آب وعلف ببرد.

تا ازگرسنگی وتشنگی بمیرند وخود بازگردد.

ابراهیم به اجباراسمائیل وهاجررا میبرد ودربیابانی با همان تفاصیل تنهایشان میگذارد وبازمیگردد. هاجربسیاربه ابراهیم التماس میکند اما ابراهیم بسوی آنها باز نمیگردد وآنها را به حال خود رها میکند. هاجرازدوردو بلندی را که امروزه صفا ومروه نامیده میشوند را میبیند، کودک را تنها میگذارد وبه بلندی صفا میرود بلکه کسی یا محلی را بیابد وازگرسنگی وتشنگی نجات بیابند اما کسی را نمیبیند... برمیگردد وبه بلندای مروه میرود ونگاه میکند وچشم میگرداند اما کسی را نمیبیند بدین صورت هفت باربین صفا ومروه را میپیماید ودراینجا میبیند که جبرئیل به کمک کودک آمده وآب زم زم اززمین میجوشد.هاجر ازاین آب مینوشد وشیرازپستانهایش جاری میشود واسمائیل را هم شیر میدهد. بدین منوال ادامه میابد تا مردم به واسطه آب چاه زم زم درآنجا جمع میشوند وشهری درآنجا بوجود میاید که ما امروزه آن را مکه مینامیم. ووقتی حضرت ابراهیم به آنها سرمیزند که اسمائیل ازدواج کرده واولین کاری که میکند اینست که همسراسمائیل را طلاق میدهد.[11]

وفراموش نکنیم که اوایل تعریف کردیم که ابراهیم دو بارازجنس و اندام وزیبایی همسرش ساره برای منافع خود استفاده کرده، طبق ادیانی که اسلام آنها را قبول داشته میتوانیم بگوییم که ابراهیم وهاجرمثالی واقعی برای پیامبروکنیزوارضای غرایزجنسی پیامبران وتحقیروآزارکنیزکان هستند. هاجرزنی بیچاره وبدبخت ومترود درلوح محفوظ خدا ومورخین مؤمن اسلام است وابراهیم هم پیامبرصبورزمان خود میباشد. هاجرواقعیت زندگی یک زن محترم درنزد خداوند است وابراهیم هم پدربزرگ پیامبراسلام است که پیامبرازنظرژنتیکی به اوشبیه و محبوب خداوند است. واگر بخواهیم مقام ومرتبه وموقعیت وموضعهای پیامبران را نسبت به همۀ زنان درادیانی که اسلام ازآنها یاد کرده بشناسیم وبدانیم که خداوند چگونه با لطف ومرحمت خود دست برسرشان کشیده وچه اعتمادی به آنها بخشیده وزن درچه مقام انسانی قرارگرفته، بهتراست که این تصویرتاریخی که ابراهیم متجاوزواسمائیل غیرقانونی برایمان نقش میکنند را بنگریم ودراین تابلو، هاجر، کنیزک فراموش نشدنی وهتک حرمت شده درجامعۀ انسانی پرسش ما را پاسخگوست.

 همجنس بازی وقوم لوت: درآیات مکی داستان دیگری درقرآن داریم که راجع به همجنس بازی است. گویا قومی همجنس بازبوده اند که پیامبرآنها لوت بوده، لوت که برای همین منظورفرستاده شده کاری ازدستش برنمی آید وحتی کاربه جایی میرسد که همسرخودِ لوت هم به این کارکشیده میشود. َلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ(77)وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَاقَوْمِ هَؤُلاَءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلاَ تُخْزُونِي فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ[12] وآنگاه که گروهی ازفرشتگان به نزد لوت فرود آمدند لوت بسیارغمگین بود وفکرکرد آن زیبا رویان برای همجنس بازی به او روی آورده اند ودردل میگوید: واین روزی سخت برای من است، وقتی قوم لوت فهمیدند که این چند جوان زیبا آمده اند به قصد خوشگذرانی با آنها با عجله خود را به خانۀ لوت میرسانند. وَجَاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ[13] وقتی که میهمانان با آن زیبایی بیرون رفتند مردم شهرجمع شدند وبه یکدیگرمژده دادند. قَالَ يَاقَوْمِ هَؤُلاَءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلاَ تُخْزُونِي فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ[14] لوت به آنها گفت: ای قوم من مرا شرمندۀ میهمانانم نکنید دخترانم راکه پاکند وآمادۀ پذیرایی ازشما هستند به شما میدهم دست ازمیهمانانم بردارید آیا جوانمردی درمیان شما نیست که مانع شما شود؟قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ[15] وآنها پاسخ دادند: توخود میدانی که ما چه میخواهیم واز دخترانت هیچ نمیخواهیم. ولوت گفت: ای کاش قدرتی یا پناهی داشتم تا بسوی آن بروم. إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ[16] شما بدون زن خواست جنسی خود را با مردان ارضا میکنید.

قوم لوت حاضربه هرکاری برای حفظ مهمانان زیبایشان بودند. أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنْ الْعَالَمِينَ(165)وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ(166)قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَالُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنْ الْمُخْرَجِينَ[17] لوت به قوم خود میگوید: آیاشما فقط به دنبال نرمیگردید تا با آن همجنس بازی کنید درحالی که زنهایتان را که خداوند برای شما خلق کرده رها کرده اید... وقومش به اوگفتند: اگرسکوت اختیارنکنی وسخن کوتاه نکنی ازشهربیرونت میکنیم. إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنْ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمْ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ[18] ومهمانان گفتند: ای لوت ما فرستادگان خدای توهستیم ونترس آنها به تو نخواهند رسید، خودت وخوانواده ات شبانه ازاین منطقه خارج شوید وبه عقب برنگردید ونگاه نکنید، غیرازهمسرت، چون همسرت نیز مانند آنان شده وبه مقاربه ازپشت پرداخته وعادت کرده ووقت مکافات عمل آنان فرا رسیده که فردا صبح است، عجله کنید آیا بامداد نزدیک نیست؟

به همین ترتیب درسوره های النمل آیه های 54 تا 58 التحریم آیه های 9 و10 ودرتمامی آنها واضح وآشکاراست که همسرلوت نیزعادت به مقاربت ازپشت داشته.[19]

پیداست که پیامبراسلام ازهمجنس بازی متنفربوده، ودرتاریخ اسلام هم هرگزچیزی خلاف این نوشته نشده اما دربعضی ازآیات قرآن به کسانی که خدا را میستایند بشارتهایی بربودن عده ای نوجوان وپسران ترگل وزیبا داده شده که براستی این آیات دین اسلام را زیرسوال میبرد. َطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ(17)بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ  وَكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ(18)لاَ يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلاَ يُنزِفُونَ(19)وَفَاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ(20)وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ(21)وَحُورٌ عِينٌ(22)كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ(23)جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ[20]

پیامبردراین آیات بهشت را توصیف میکند!! جوانان ترگل زیبا ودوست داشتنی، که همیشه زیبا میمانند با پیکها و تنگ وسراحی وجامهای مخصوص شراب مینوشند وبه دور مردان میگردند، وآن شرابها نه سردرد میاورند ونه مستی ایجاد میکنند. وبرای آنها میوه های گوناگون میگردانند تا به میل خود ازآنها تناول کنند وگوشت هرپرنده ای را که دوست داشته باشند برایشان آماده است ونیز چند پری با چشمان سیاه درخشان مانند مرواریدهای پنهانِ وبکردربهشت انتظارمؤمنین را میکشند. واین کَرَم وبخشش مطبوع درنتیجه نیکوکاری مردان دراین دنیاست. وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا(12)مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الأَرَائِكِ لاَ يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلاَ زَمْهَرِيرًا(13) وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلاَلُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلاً(14)وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَ(15)قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا(16)وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلاً(17)عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلاً(18)وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنثُورًا[21]

به پاداش صبرشان بهشت برین وابریشمین را به آنها بخشیدیم واکنون آن خوشبختها برتختهای مرصع خود درسایه درختان لم داده اند ونه گرمای خورشید آنها ار بیزارمیکند ونه سوزوسرما آزارشان میدهد. شاخه های درختان با میوه های فراوان برفرازشان آویخته شده، تا کندن میوه ها برایشان آسان باشد. ودرسراحی وتنگهای نقره ای برای آنها مشروب میبرند ودرفنجانهای بلوری که ازجنس کریستال است به آنها تعارف میشود... وبه آنها شرابی به طعم زنجفیل میدهند که سرچشمۀ آن  سلسبیل نام دارد ودربهشت است، آنگاه جوانان ترگل ورگلِ زیبا وخوشرو وپاکیزه ای درمیان آنها میگردند که وقتی میبینیشان فکرمیکنی مرواریدهایی هستند که پخش شده اند... وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ[22] ونیزبچه هایی ناز وزیبایی که مثل مروارید پاک وبیمانند وبکرهستند بدورآنها میگردند. بدون شک پدیدۀ همجنس بازی سهم مهمی ازسکس است به همین دلیل هم چندین آیه وحدیث درمورد آن آمده وپیداست که درمیان قوم محمد نیزمثل قوم لوت همجنس بازی وجود داشته، وپیامبرنیزازتاثیرات شهوانی این مسئله برآنها آگاه است که به اصحاب خود دربارۀ پسران زیبا وعدۀ بهشتی میدهد. دلیل وجود نوجوانان ترگل زیبا ونامیرا دربهشت مربوط به یک مسئلۀ مستقیم وعمیق اجتماعی یعنی همجنس بازی درجامعه است، نوجوانان وجوانان زیبا نوکران مردان بهشتیند وهمیشه درخدمتگذاری حاضرند وکلمۀ خدمتگذاری معنای خاص خود را داراست.... وتعریف ازپیکرزیبا وزیباییهای یک جوان فقط میتواند به دلیل تحریک حس جنسی باشد: سکس چه کسی؟ سکس مرد نه زن...(لؤلؤ مَکنُونٌ ) مثل تخم مرغ پختۀ پاک شدۀ دست نخورده وهرچند بارکه به آنها دست یازی (المُخَلّدُون) همیشه به همان صورت اولیه هستند وتغییری نمی کنند درست مثل حوریها که همیشه دخترند وهرچند بارکه با آنها آمیزش کنی دوباره باکره میشوند وآمادۀ مرتبۀ بعدی هستند وبه طوری که *امام عقیلی* میگوید: که مؤمنین بهشتی دارای قدرت جنسی درحد عشقبازی با هزار پسرنوجوان هستند.[23]

خدمتگذاری وکارگری ونوکری وهمجنس بازی ارضای مالک ازطرف نوجوانان ترگل و زیبا دراین دنیا، دوباره به همان طرق دربهشت تکرارمیشوند. وطبق آیه همگی بسیارمقبولند. درواقع دربهشت هم همان همجنس بازی وسکسهایی انجام میشود که دراین دنیا انجام شده، و* یحی بن اکثم * که یک همجنس بازمشهوربوده میگوید: سپاس خدای پروردگاررا که ما را فراموش نکرده ودربهشت برایمان نوجوانان ترگل زیبا قرارداده که به ما خدمت کنند وبه آنها بیشترازکنیزکان مقام ومرتبه بخشیده، ای کاش همین الان جان ازتنم رخت برمیبست وبهشت برین نسیبم میشد. نکتۀ ظریفی هم دراینجاست و آن وجود قشری کاملاً متفاوت دربهشت است، طبق بشارتی که خدا به بندگان خود داده، همه دربهشت درخوشی بسرمیبرند، اما بازمیبینیم دربهشت هم قشری هستند که بیچاره اند واستثمارمیشوند ومدام وبدون فوت وقت برخدمتگذاری خودباقی هستند. هرچند لوت تسلیم قوم خود وخواست آنها نشد اما درپیام خود شکست خورد وهرچند درقرآن یوسف هم مثل لوت شکست خورد اما مثل لوت صبورنبود بلکه تسلیم غرایزجنسی خود شد وخدابه فریادش رسید.

 پری و بهشت:  بشارت دربودن پری دربهشت، نشانگردانایی بیشترپیامبراست که به طریقی متافیزیک درمرحلۀ مکه، درروانشناسیِ جامعۀ شبه جزیرۀ عربستان، بکارگرفت، اودرچند جلسه ازخوشیهای بهشت صحبت کرده وفقدان متدی فلسفی درنزد اعراب راه را برمحمد هموارکرده بود تا به میل خود راجع به دنیای متافیزیک صحبت کند وازخوشیها وحد و اندازه لذت سکسی درجهان متافیزیک بگوید واینکه چه تعداد زیادی حوری دربهشت است وهرچند با آنها همخوابه شوی بازهم باکره میشوند.... این هرچند باهوشی پیامبررا میرساند، اما بیشترنشانگرمیل جنسی بسیاربالای جامعۀ عرب درآن زمان است. تحریک حس جنسی انسانها وسیله ای است برای بیشترنزدیک شدن به درون آنها به همین خاطرهم چندین آیه درمورد آن درقرآن یافت میشود... وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ[24] ونزد ایشان است زنان فروهشته چشم درشت دیده وفراخ چشم. كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ[25] مثل تخم مرغهایی پختۀ پاک شدۀ دست نخورده اند. فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلاَ جَانٌّ[26] پریهایی درآنجا هستند که چشم فروهشته اند وهیچ مردی ازانسان وجن قبل ازشما آنها را لمس نکرده. كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ [27] که مثل یاقوت ومرجان هستند.

لاَ يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلاَ يُنزِفُونَ[28] وشرابهایی که مینوشیدند نه سردرد میاورد ونه مستی. وَحُورٌ عِينٌ[29] وپری باچشم سیاه ودرخشان. كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ[30] مثل مروارید پنهان

 دست نخورده. وَفُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ[31] وفرشهای زخیم ونرم. إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاءً[32] ما به شیوه ای خاص این پریها را خلق کرده ایم. فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا[33]  وچنان کرده ایم که همیشه باکره باشند. وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا[34] ودوشیزگان نارپستان آماده اند.

 



 

۱- الزمر 6   ۲- الاعراف 189    ۳- سوره بقره آیۀ 35   ۴- سوره بقره آیۀ 36     ۵- سوره بقره آیۀ 36    ۶- سوره طه 121   ۷- سوره مائده 30    ۸- سوره یوسف 23- 24     ۹- جالب اینجاست که هیچکدام ازمفسران اهمیتی به این پنج کلمه که میگوید*لقد همت به وهم بها* نداده اند      ۱۰- برای آشنایی بیشتربه این آیه ها مراجعه کنید که کمابیش با این داستان مرتبط هستند: بقره 124 – 125 – 126 – 127 – 130 – 132 – 133 – 135 – 136 – 140 – 258 – 260. آل عمران 33 – 65 – 67 – 68 – 84 – 95 – 97. نساء 54 – 125 – 163. انعام 74 – 75 – 83 – 161. توبه 114. هود 69 – 74 – 75 – 76. یوسف 6 – 38. ابراهیم 35. حجر 51. نحل 120 – 123. مریم 41 – 46 – 58. انبیاء 51 – 60 – 62 – 69. حج 26 – 43 – 78. شعراء 69. عنکبوت 16 – 31. احزاب 7. صافات 83 – 104 – 109. صّ 45. شوری 13. زخرف 26. ذریات 24. نجم 37. حدید 26. ممتحنه 4. أعلی 19   ۱۱-  صحیح البخاری: باب یزفون النسلان في المشي    ۱۲-  سره هود 77 - 78     ۱۳- سوره حجر 67     ۱۴- سوره هود 78    ۱۵- سوره هود 80     ۱۶- سوره اعراف 81    ۱۷- سوره شعراء 165 تا 167      ۱۸- سوره هود وبنگرید به آیه های 77 تا 81      ۱۹- الف - إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ (هود 81)  ب - ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنْ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ (التحریم 10)    ۲۰- سوره واقعه 17 تا 24       ۲۱- سوره انسان 12 تا 19       ۲۲- سوره طور 24      ۲۳- العقیلی 442       ۲۴- سوره صافات 48       ۲۵- سوره صافات 49        ۲۶- سوره رحمان 56     ۲۷- سوره رحمان 58     ۲۸-  سوره واقعه19 [28]        ۲۹- سوره واقعه 22      ۳۰- سوره واقعه 23        ۳۱- سوره واقعه 34         ۳۲- سوره واقعه 35      ۳۳- سوره واقعه 36     ۳۴- سوره أنباء 33

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 16:32  توسط هه‏رێم  |